تازگیا وارد یه مثلث عشقی شدم. من و صابخونهی قبلیم و مستاجر صابخونهی جدید و اون شرکتی که باید بهم پول بده. البته اینا میشه مربع ولی من از بودن به عنوان ضلع این مربع انصراف دادم و خودم رو یک نقطه وسط اینا دیدم که باید پولو از شرکت بگیرم بدم به صابخونهی جدید و صابخونهی قبلی اصرار داره هر چه سریعتر خالی کن و مستاجر صابخونهی قبلی هم مشخص نیست کی میره.
به جز صابخونهی قبلیم بقیه هیچ تایمی بهم نمیدن
زیبا نیست عایا؟